پاورقی 1 : تکذیب می کنم همه چیز را ، با پارو ، با بیل ، با لودر ، با کمباین ،  با هر چیزی که بشود روغن ریخته را جمع کرد !

تکذیب می کنم اما چه سود ! همه چیز علیه من است !......

آری ، ... قبول دارم ، یک جایی شرکت کردیم ، که نباید شرکت می کردیم ، و غلط نمودیم ، آن هم از نوع اضافه  ! و نمی دانستیم متولیان امرش چه کسانی هستند ، جمع نمی بندم ، اما شوکه شدم ، وقتی شنیدم پیموده در اینجا کاره ایست !

و چه احمقانه که فکر کردم آن شب دو جا دعوت شده ام ، و وقتی از دعوت طرف  دوم رفتم ، نیک یافتم که این همان دعوت طرف اول است !  و اینها همه به کنار وقتی درست قبل افطار بفهمی که ......

و تو گویی که راه گلویت  کیپ شده است  و با فنر هم ...... اّه ! حالمو به هم زدی !

تازه می خواستیم حذفش کنیم از لینک ها ، چه چیزها که آن روز دستگیرمان نشد  خدایا !!!! در دو قدمی ما چه اتفاق ها که نمی افتاد !  خوب شد زودتر عید شد ، به علت ازدیاد کفی که نمودیم این چند روز ، مجبور می شدیم فردا را هم قضا اعاده کنیم  !

میکروفونی نبود ، ما که هیچ نشنیدیم  این پول را آخر سر از کجا آورده اند ؟؟!!! و قرار است چه اتفاقی بیوفتد ، جریان سازی ؟

پاورقی 2 : ماه رمضان هم تموم شد ! خیالت راحت شد ، همینو می خواستی ؟؟!! حالا برو بمیر !

پاورقی 3 : مثل کودکی که تازه از شیر گرفته باشندش ، ما را تازه از شلوار لی گرفته اند ! ، این روزها خیلی عذاب آور است ، هیچ باور نداشتم که با شلوار پارچه ای هم بشود تیپ اسپرت زد ، الحق که برای خودش جهادی ایست ! برایمان دعا کنید !!!

پاورقی 4:  در این ایام خیلی حیف بود که از منبرهای این وبلاگ (اسکالپل )غافل بودید ، وقت کردید حتما سری بزنید .

پاورقی 5: من نگویم که مرا از قفس آزاد کنید ، قفسم برده به باغی و دلم شاد کنید ، همین به خدا !

پاورقی 6: عاطفه جان ! جون مادرت دیگه اینجا رو به کسی لو نده ، خفه ام کردی !

پاورقی 7 : دوستان حقیقی ای که هر روز به جمع دوستان مجازی اضافه می شوند ، به جون مادرم راضی نیستم خصوصی ها رو بخونید ، خود دانید ! ...... ( بابا آدم باش دیگه ، نخون !!)

پاورقی 8 : شاسکول بشین سر جات ....................ما نشستیم آقا !

 


 

نوشته شده توسط رها در یکشنبه بیست و نهم شهریور 1388 ساعت 4:4 موضوع شخصی | لینک ثابت