اپیزود اول
استاد می گفت :

همیشه اول ماه رمضون خیلی مهمه . می گفت سعی کنید شروع خوبی داشته باشید ، می گفت شروع خوب  موجب  می شه باب  توفیق و  درهای نور و رحمت هر چه بیشتر ، باز بشه . می گفت  همه ی اینها  اول ماه رمضون بستگی به خودت داره . اگه به این امید شروع کردی که تا سی روز دیگه هنوز وقت داری ، بدون که باختی .

وقتی اینها رو می گفت ، یادم افتاد که هر سال با همین نگاه و به بهونه ی یک ماه فرصت ، قائله رو باختم  و دست آخر هیچی باسم نمونده .

پاورقی : از ما که گذشت ، اینها رو گفتیم  شاید که فتح بابی برای شما باشه .

ما رو از دعای خیرتون محروم نکنید .

 

اپیزود دوم

نن جون می گفت :

شبای ماه رمضونو مثل خرس نیوفت تو رختخواب  تا صبح  ، این شبا حرمت داره  ننه .  می گفت اگه نتونستی نماز شب بخونی ، فقط شفع و وترشو بخون .  گفت اگه بازم نتونستی ، پاشو صورتو یه آبی بزنو یه دعا بخون .... گفت اگه بازم نشد ، بلند شو  و فقط یه چایی دم کن ، ثوابشو می بری انشالله ....

گفت اگه  نشد ، پاشو یه سیب بخور ، یا فقط چند دقیقه بشبن تو رختخوابت ......

با تعصب خاصی می گفت : هر کاری بکن  تا خرس صفت نشی .... می گفت این شبا حرمت داره ننه . آره جونم سعی کن خوابتو بشکنی ، خواب سیرو حروم کن به خودت ... بذار به دلت نور نفوذ کنه ...

پاورقی : انشالله این ماه خواب به همه تون حروم بشه !

 

اپیزود سوم :

ملائکه طی مصوبه ای اعلام کردند :

اون شاسکول ها بودند که به بهشت نمی رفتند ، گویا چندی از درب های فرعی بهشت در طبقات میانی، نیمه باز شده اند  ، و بعضی از شاسکول ها به شرط نگه داری از اعمالشان تا آخراین ماه  ، در نهایت در عید فطر  اعزام خواهند شد .     " فقط تا آخر شهریور ماه فرصت دارید " ، بدو جا نمونی !

خبر نگار واحد مرکزی بهشت ،....... ملکوتی .


اپیزود چهارم :

کاش، در این رمضان لایق دیدار شویم/ سحری با نظر لطف تو بیدار شویم

کاش منت بگذاری به سرم مهدی جان / تا که همسفره تو لحظه افطار شویم


 

نوشته شده توسط رها در جمعه سی ام مرداد 1388 ساعت 22:14 موضوع مذهبی | لینک ثابت